|
بزرگی نقل میکند:برای در خواست حاجتی به حرم امام حسین(ع) مشرف شدم.دیدم شخصی آمد و به ضریح چسبید و شروع به ناله کرد .زیر لب میگفت :آقا جان بسیار بدهکارم روزگار بر من سخت شده حاجت مرا بده. لحظاتی بعد دیدم تشکر کرد و از حرم خارج شد.به دنبالش رفتم .از او پرسیدم حاجتت را گرفتی؟ پاسخ داد :آری. پولی که برای ادای قرضم میخواستم گرفتم.داستان را جویا شدم آن مرد گفت: وقتی به ضریح چسبیدم دستم را از شبکه های ضریح داخل بردم و عرض کردم آقا جان مقداری پول میخواهم تا قر ضهایم را ادا کنم. دیدم خانومی از درون ضریح جلو آمد و فرمود:ای مرد این پولها را بگیر و برو. عرض کردم :خانم جان اندازه است ؟.(ایشان فرمودند:ما به کسی کم نمیدهیم.) باز عرض کردم :من از اربابم امام حسین(ع) این پول را خواستم شما که هستید؟ ایشان فرمودند:(من مادر حسین(ع) هستم.بگیر خرجی حسینم (ع) را هم من میدهم.) بی بی جان محبینت تو این ایام فاطمیه(ع) اومدن خرجی یه عمرشونو میخوان.حاشا به کرمت یا زهرا(س)
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد 1386ساعت 8:3  توسط عبدالزهرا
|
|
|