تبليغاتX
تا کرببلا هست زمین را عشق است - عجب حکایتی!!!

حساب در دستتان باشد

آورده اند شخصی به نام ابن صمد بیشتر اوقات شب و روز در کارهای خود یکی یکی حساب داشت.

روزی از ایام گذشته خود را محاسبه می کرد.چنین نتیجه گرفت که شصت سال از عمرش گذشته است و این شصت سال در حدود بیست و یک هزار و پانصد روز می شود.

گفت وای بر من اگر روزی یک گناه کرده باشم با خدا ملاقات کنم با بیست و یک هزارو پانصد گناه.این را گفت و بیهوش افتاد و در همان بیهوشی جان به جان آفرین تسلیم کرد.

 

ماخذ:کتاب پندهایی از تاریخ صفحه ۲۶۱

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 2:11  توسط عبدالزهرا  |