|
با سلام خدمت دوستان عزیز
این دست نوشته به قلم امیر کبیر این مرد بزرگ و حق طلب بوده که در پاسخ به بی کفایتی ناصر الدین شاه قاجار میباشد. جالب است امیر کبیر با آن درایت و کیاستی که در وجودش بود در آن موقع با رانت خواری و فسادهای مالی و اخلاقی به مبارزه برخواست و در راستای پیاده کردن عدالت اسلامی وبر قراری جامعه حق محور جانش را در طبق اخلاص نهاد و برای همیشه نامی نیک و پاینده از خود در حافظه تاریخ باقی گذاشت. روحش شاد
+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 3:45  توسط عبدالزهرا
|
چرا ضریح مقدّس حضرت امام حسین«علیه السلام» شش گوشه است؟
ظاهرا علت شش گوشه بودن ضریح مطهر امام حسین علیه السلام، این نیست که حضرت علی اکبر در پایین پای ایشان دفن شده اند، بلکه به نظر می رسد وقتی شیعیان شش امامی تصمیم به ساختن مجدد بنای حرم امام حسین علیه السلام گرفتند، ضریح را هم بر مبنای اعتقاد خودشان به شش امامی بودن، شش گوشه ساختند. حتی ستونهای حرم را هم شش رشته ای ساختند، یعنی هر ستونی، از شش ستون باربک به هم پیوسته ساخته شده بود، که بعدها در بازسازی مجدد حرم امام حسین علیه السلام، شیعیان اثنی عشری، ستونها را ۱۲ رشته ای ساختند، اما ضریح شش گوشه را ، به خاطر اینکه که دیگر علم شده بود، به همان شکل سابق ساختند.
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آبان 1387ساعت 7:16  توسط عبدالزهرا
|
شهیدی سر افراز همانند تمامی شهدای این مرز و بوم
شهید مجید خدمت یا همان شخصیت اول فیلم اخراجیها که البته به گفته خانواده این شهید بزرگوار چهره نمایش داده شده از این شهید اصلا با زندگی ایشان تناسبی نداشته است
تصویر کارت ورزشی شهید مجید خدمت تاریخ تولد:۱۳۴۱
شهید امیر حسین خدمت تاریخ شهادت :۱۳۶۰ محل شهادت: ارتفاعات بازی دراز
شهید مجید خدمت تاریخ شهادت:۱۳۶۷ محل شهادت:ارتفاعات شاخ شمیران
کوچه محل زندگی شهید مجید خدمت در محله اتابک تهران که بنام برادر بزرگتر شهید امیر حسین خدمت نامگذاری شده است
آخرین نامه شهید مجید خدمت: بسمه تعالی پس از عرض سلام امیدوارم که حالتان خوب باشد اگر از حال اینجانب خواستار باشید حال من خوب است. خداحافظ به امید دیدار
شادی روح شهدا صلوات
+ نوشته شده در جمعه دهم آبان 1387ساعت 9:52  توسط عبدالزهرا
|
سيد كريم پينه دوز
سيد كريم پينه دوز در گوشه اي از بازار تهران به پينه دوزي و پاره دوزي مشغول بود و از اين راه امرار معاش مي كرد. نامش كريم و شهرتش محمودي و چون از سادات بود، او را سيدكريم مي گفتند. بزرگمردي كه از راه توسلات مداوم هر صبح و شام به ساحت حضرت اباعبدا... الحسين (ع) به مقامي بار يافته بود كه امام زمان (ع) به طور هفتگي براي او وعده ديدار، قرار داده بود. و اينك بنگريد يكي از تشرفات شور انگيز او را: امام زمان روحي فداء به مغازه او تشريف آورده بود و در كنار سيد كريم نشسته بود. سيد كريم در حالي كه محو گفت و گو با آن حضرت بود، پاره كفشي را به دست گرفته و مشغول دوختن آن گشته بود. در حين گفت و گو حضرت به او فرمودند: « سيدكريم! آيا كفش مرا هم تعمير مي كني؟ » و او بلافاصله از روي صداقت گفته بود: «آقاجان با كمال منت! به چشم! اما چون قول داده ام، ابتدا بايد اين كفش را بدوزم » دقايقي ديگر حضرت تقاضاي خود را تكرار كرده بودند و سيد كريم ديگر طاقت نياورده بود. برخاسته بود و مولا رادر آغوش گرفته و پيشانيش را بوسيده و گفته بود: « من غلام و نوكر و خاك پاي شمايم، اين همه مرا امتحان نكنيد! اگر يكبار ديگر تقاضاي خود را بفرمائيد و مرا شرمنده خود كنيد، من هم مردم كوچه و بازار را خبردار مي كنم كه شما در مغازه من هستيد ». و آن گاه حضرت او را دلداري داده و عمل او را تعهد به قول و پيمان، تائيد فرموده بودند
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 0:2  توسط عبدالزهرا
|
|
|