|
دوستان ماه رمضان ماهی است که رفتار ما خیلی تحت نظر خدا است.
البته نه فقط همین ماه بلکه باید تمام ایام زندگی ما مثل ماه رمضان باشه. نمیدونم این حالت به شما هم دست داده که وقتی از یک کار خدا پسندانه و انسان دوستانه غفلت میکنی چه حال بدی به آدمی دست میده.انگار یه چیزی رو شونه های آدم سنگینی میکنه مثل نماز های قضاء. عوامل غفلت چی میتونه باشه؟ من هر چی فکر کردم فقط به یک نتیجه کلی رسیدم و اون اینه که از یاد خدا غافل بودن باعث بروز غفلت میشه.غفلتی که تو بعضی از موارد جبران ناپذیر میتونه باشه. وقتی ما خودمون را در محضر خدا نبینیم.از یاد خدا غافل باشیم.اعمال ما بخاطر رضای حضرت دوست نباشه صددرصد دچار لغزش و غفلت خواهیم شد. شکستن یک دل رد کردن یک مستمند تکبرو غرور و خیلی چیزها............ من یکبار یه جمله ای روی دیوار یک مسجد خوندم که همیشه جلوی چشمم هست و شاید به جرات میتونم بگم بهترین و تا ثیر گذار ترین جمله ای بود که تو زندگیم بهش برخوردم.رو دیوار مسجد نوشته بود امان ز لحظه غفلت که شاهدم هستی عجب جمله عجیبیه. یعنی خدایا من انسانم و به گفته خودت نسیان و فراموشی دارم و خیلی مواقع یادم میره که در پیشگاه شما ایستادم. حتی اون لحظه هایی که خودم هستم و خودم.البته نه! ای خدا به غیر از خودم تو هم اونجا هستی.حتی تو پشت درهای بسته.حتی تو زیر زمین و سیاهچالهای وجودم.تو همه جا هستی و من بعضی مواقع با بی شرمی تمام تو رو از یاد میبرم. این جمله هم جنبه اینو داره که خدایا من بنده ضعیفی هستم و از ذات پاک خودت مدد میخوام. هم میتونه این حالت رو بیان کنه که خدا منم اینجام.نگاهم کن...منو از یاد نبری هر وقت دیدی پام رو کج میذارم خودت یه جوری خبر دارم کن.... خلاصه خدای من خودم رو به تو سپردم که بهترین پناهگاه و بهترین جایگاه برای در امان بودن از غفلتها هستی. حدیثی از یکی از معصومین (ع) میخوندم که این مضمون رو داشت: (اگر پرده ها کنار بره کسی جنازه کسی دیگر رو از زمین بر نمیداره.) یا ستار العیوب. ای خدای مهربانی که پوشاننده عیبها هستی من بنده سرا پا تقصیر رو کمک کن تا از غفلتها دوری کنم و همیشه در محضر شما حاضر باشم. انشاالله
ابر غفلت پر رگبار غمه هنوزم قصه سیب و آدمه باسه جبران شکستن یه دل قد کهکشون پشیمونی کمه
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 0:36  توسط عبدالزهرا
|
امروز داشتم مطلبی در رابطه با حق الناس و این که عدم رعایتش چه عواقبی داره مطالعه میکردم.
واقعا چرا این مسئله به این مهمی به دست فراموشی سپرده شده؟ چرا مرزهای یک دیگر رو میشکنیم؟ چرا هراسی به دلهامون نیست که قراره یک روز این اصل مهم از ما سئوال بشه؟اونم زمانی که کسی به یاری کسی دیگه نمیاد؟همه به فکر خودشون هستن.حتی پدر و مادر از فرزندشون فرار میکنن و هر کسی تو صحرای محشر دنبال کار خودشه؟ بی ربط ندیدم یک ترانه بسیار با مفهوم و زیبا از علیرضا عصار رو در وبلاگ قرار بدم شاید با گوش دادن به این شعر به فکر فرو بریم. نمیدونم ....... اما تو هر کسوت و لباس و هر مسلکی و آئینی هستیم باید حس انسان دوستی و محبت را تو خودمون تقویت کنیم. تو دین ما هم خیلی به رعایت این اصل تاکید شده فردای محشر شاید خدا از حق خودش بگذره ولی از حق کسانی که مورد جفا قرار گرفتند نمیگذره و اون وقت در برابر میزان عدل پروردگار چه باید بکنیم؟ یا ستار العیوب
باز بوی باورم خاکستریست صفحه های دفترم خاکستریست
پیش از اینها حال دیگر داشتم هر چه می گفتند باور داشتم
پیرها زهر هلاهل خورده اند عشق ورزان مهر باطل خورده اند
باز هم بحث عقیل و مرتضی است آهن تف دیده مولا کجاست؟؟؟؟؟؟
نه فقط حرفی از آهن مانده است شمع بیت المال روشن مانده است
********
دست ها را باز در شب های سرد ها کنید ای کودکان دوره گرد
مژدگانی ای خیابان خواب ها می رسد ته مانده بشقاب ها
در صفوف ایستاده بر نماز ابن ملجم ها فراواننــــد باز
سر به لاک خویش بردید، ای دریغ نان به نرخ روز خوردید، ای دریغ
*********
گیر خواهد کرد روزی روزیت در گلوی مال مردم خوار ها
من به در گفتم ولیکن بشنوند نکته ها را مو به مو دیوارها
********
با خودم گفتم تو عاشق نیستی آگه از سر شقایق نیستی
غرقه در دریا شدن کار تو نیست شیعه مولا شدن کار تو نیست
حجم: ۷۴۳ کیلو بایت فرمت: WMA
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 20:16  توسط عبدالزهرا
|
|
|