|
فلسفه گناه گناه کردن به عنوان فعلی که از دیدگاه خداوند و بزرگان دین ناپسند شمرده شده و عقل و منطق هم همین مسئله را تایید میکند همیشه یکی از سئوالاتی است که ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است وسعت گناه و تقسیم بندی گناه . پیامدهای آن بسیار جای بحث و تبادل نظر دارد.دیدگاهها بسیار با هم متفاوت است.بسیاری کاری را گناه میشمارند و بسیاری دیگر همان کار را گناه قلمداد نمیکنند. البته بعضی از افعال در بین همه دیدگاهها مذموم و ناپسند است.مانند تهمت.دروغ.افتراء و............. اما نکته ظریف و قابل بحث در این است که در جامعه امروزی بواسطه طرز تفکرهای رنگارنگ حد و مرز گناه دیگر مشخص نیست! خیلیها بر این باورند که مثلا روابط پسر و دختر گناه محسوب میشود و بعضیهای با مشروط کردن این موضوع گناه بودن این مطلب را رد میکنند و عده ای دیگر هم فی النفسه این رابطه را گناه میدانند. اما مطلب من چیز دیگری است.و صحبت من در این رابطه است که چرا اگر کسی مرتکب گناهی شد راه برگشت را برایش دشوار میکنند؟؟؟؟ به شخصه سالهاست این موضوع فکر مرا به خود مشغول ساخته که چرا همگان بیشتر خداوند را با صفات جبار.قهارو از این دست صفات میشناسند.و بسیاری بواسطه شنیدن این اسماء پروردگار احساس برگشت را در خود سرکوب میکنند؟؟ همین احساس عدم توانایی در برگشت پذیری به آغوش امن الهی باعث تزریق فلسفه گناه و گنهکار ماندن بسیاری در جامعه امروزی گردیده و همین احساس خطرناک باعث میشود شخص خود را محروم از رحمت الهی فرض کند که خود این امر گناهی است بس عظیم!!! اگر کمی در سنجش معیارهای گناه از دید خداوند متعال دقیق شویم و اصل موضوع را متوجه باشیم خواهیم دید بسیاری از این مسائل در حیطه گناه تقسیم بندی نمیشوند. مثلا اگر تغییر تفکر مردم را نسبت به صد سال گذشته مقایسه کنیم خواهیم دید چه تفاوتهای بزرگی در ترجمه واژه گناه بوجود آمده است .در یک مقاله به مطلبی زیبا از حضرت امیر (ع) برخوردم که حضرت در یکی از نصایحی که به فرزندشان امام حسن (ع) فرموده بودند این موضوع را تاکید داشتند که:(پسرم فرزند زمان خویشتن باش) این جمله مرا به فکر فرو برد که این جمله چه نکته ای را در خود نهان کرده.با اینکه شاید در ظاهر ترجمه ای بسیار راحت داشته باشد اما نکته ای مهم را هم با خود در پی دارد. البته این جمله سندی برای رد قوانین الهی و دستورات شرع مبین اسلام نیست و هیچ وقت فرزند زمان خویشتن بودن باعث بروز این مطلب نباید باشد که مثلا اگر در جامعه بد حجابی رواج دارد پس همه باید بد حجاب باشند یا اگر در جامعه ای شرب خمر عرف بود همه باید مسکرات مصرف کنند به هیچ وجه این جمله توجیه برای انجام افعالی بر خلاف دستورات دین نیست اما بر این مسئله هم تاکید دارد که در هر زمانی باید به تناسب همان زمان زندگی کرد. بسیاری از واژه ها همانند گناه باید ترجمه بروز شوند.در کنار بسیاری از احکام که برای همیشه صادق هستند بسیاری از کارها هم باید کارشناسی شده و گناه بودن یا نبودنشان نسبت به زمانی که در آن هستیم مشخص و روشن شود. اما در هر حال اگر با ایجاد این روحیه که خداوند متعال فقط برای کوبندگی بندگانش لحظه شماری میکند پیش برویم یقینن به جایی خواهیم رسید که وصفش بسیار تکان دهنده خواهد بود. پس اگر بیشتر وجدانهایی که به خاطر انجام دادن گناهی و با این طرز تفکر که دیگر راهی برای برگشت وجود ندارد و خداوند متعال از ما روی برگردانده را با رحمان بودن رحیم بودن بخشنده بودن و توبه پذیر بودن خداوند آشنا کنیم خیلی از گرفتاریهای جامعه که واقعا بسیاریشان به بیماریهای روحی و روانی تبدیل گشته حل خواهد شد. صدبار اگر توبه شکستی باز آ این درگه ما درگه نا امیدی نیست خداوند بسیاری را از این گناهان را اگر با توبه ای از ته قلب همراه باشد خواهد بخشید.و در دین اسلام راهکارهایی بسیار برای این امر وجود دارد.به طور مثال گریه بر مصائب سید الشهدا (ع) .ادای نماز قضا. روزه گرفتن و اظهار عجز و پشیمانی از ارتکاب به گناه و بسیاری از این کارها وجدان عده زیادی از افراد جامعه را که سالهاست به واسطه تزریق پی در پی تفکر گناه در سطح جامعه و دور کردن و مایوس نمودن آنها از رحمت واسعه پروردگار در تاریکی فرو رفته مجددا احیا خواهدنمود. قبل از اینکه خداوند کوبنده و مجازات کننده باشد بسیار مهربان و آمرزنده است.و خوش به حال کسانی که این واقیعت را لمس نموده اند و به آن عمل میکنند که مایوس بودن از رحمت پروردگار خود گناهی است بس عظیم و نابخشودنی.و جالب اینکه شعار قرآن که همیشه در سر لوحه این کتاب با ارزش و آسمانی است نشان از رحمت بی انتهای پروردگار دارد (بسم الله الرحمان الرحیم) خداوندا به من همت توبه کردن از گناهان را عطا کن تا بتوانم وجدانم را از سیاهچال عذابی که خود برای روح و روانم درست کرده ام برهانم.آمین یا رب العالمین
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 3:55  توسط عبدالزهرا
|
|
|
کربلا