|
کف به زیر آب کردم تا بنوشم یادم آمد کز عطش تابی به جان زاده زهرا(س) نباشد ایام فاطمیه (س) ایام یتیمی عباس (ع) هم هست.کسی که تا آخرین لحظه به فرزند خطاب شدنش از طرف حضرت زهرا (س) افتخار کرد و همان چند لحظه کوتاه قبل از شهادتش به حسین (ع) گفت:برادر آری تا قبل از آن با ذکر سیدی و مولای از برادرش یاد میکرد.
آنکه حاجت ز حسین(ع) میطلبی دقت کن پرچم شاه بسوی حرم عباس (ع) است
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 2:57  توسط عبدالزهرا
|
تو مجالس ایام فاطمیه(س) از یاد ارباب تشنه لب غافل نباشیم چون دل حضرت زهرا(س) با یاد حسین (ع) آروم میشه.
وصیت کرد علی (ع) جان من که دیگه بین شما نیستم نکنه حسینم (ع) نیمه شب بلند شه آب بخواد کسی نباشه کاسه ای آب دست دستش بده.علی (ع) جون تو و جون حسینم(ع). اما من میگم بی بی جان نبودی کربلا سر از تن پسرت تشنه جدا کردن. (( یا حسین(ع) ))
چه کنم که کار من گدائیه من به این اصالتم مقیدم
+ نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 9:1  توسط عبدالزهرا
|
دوستان عزیز سلام
در آستانه شهادت حضرت زهرا(س) برآن شدم تا روایت شهادت آن بانوی بزرگوار را از دیدگاه شیعه و سنی مورد بررسی قرار دهم و نتایج را برای عزیزانی که خود را در غم حضرت شریک میدانند قرار دهم تا همه بدانند که به گفته زنده یاد سید جواد ذاکر( آی مردم شهادت مادرم زهرا (س) افسانه نیست). به همین دلیل از دو دیدگاه این واقعه را از زبان علمای هر طرف بیان خواهم کرد باشد که مرضی خاطر امام زمان قرار گیرد.انشاالله عبدالزهرا
علمای سنی: نقل عبدالفتاح عبدالمقصود : اين دانشمند خبير و شهير مصرى، داستان در دربار هجوم به خانهى وحى را در دو مورد از كتاب خود آورده است كه ما به نقل يكى از آنها بسنده مىكنيم: نقل ابن أبىدارم : احمد بن محمد معروف به ابن أبىدارم، محدّث كوفي (متوفاى 357)، كسى است كه محمد بن أحمد بن حماد كوفي دربارهى او مىگويد: «كان مستقيم الأمر عامة دهره; او در سراسر عمر خود، پويندهى راه راست بود».
علمای شیعه:
نقل علامه مجلسى از زبان عمر :
علامه مجلسى عهدنامهاى از خليفه دوم براى معاويه در بحارالانوار آورده كه ماجراى خود را با زهرا عليهاالسلام در آن حكايت كرده است. (1) 1 ـ بحارالانوار، ج 30، صص 293- 295; الهدايةالكبرى، ص 417. ........................................................................................................................................................................................ نقل فيض كاشانى : فيض كاشانى: «... سپس عمر جماعتى از طلقاء و منافقان را گرد آورد و با آنان به منزل اميرالمؤمنين عليهالسلام آمد. چون با در بسته مواجه شد، فرياد كشيدند: على! بيرون بيا كه خليفهى رسول خدا تو را مىخواند. 1ـ شورى، 23
+ نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 6:24  توسط عبدالزهرا
|
دستور ساختن تابوت روايت شده: فاطمه (س) به اسماء بنت عُمَيْس فرمود: من ناپسند مىدانم آنچه را كه با آن جنازهى زنان را حمل مىكنند (1) كه پارچهاى روى جنازهى آنها مىاندازند و جسم آنها از زير پارچه پيدا است، و هر كس آن را ديد تشخيص مىدهد كه مرد است يا زن، من ضعيف شدهام و گوشت بدنم گداخته شده، آيا چيزى نمىسازى كه مرا بپوشاند. ............................................................................................................................................. 1ـ گويا تابوت آن زمان همانند نردبانى بدون ديوار بوده، و جنازه را روى آن مىگذاشتند، و جنازه مشخّص مىشد.
+ نوشته شده در یکشنبه ششم خرداد 1386ساعت 6:9  توسط عبدالزهرا
|
زهرا(س) که عنایتش به دنیا برسد باشد که به فریاد دل ما برسد شادیم که در محکمه روز جزا پرونده ما به دست زهرا (س) برسد
امام سجاد ع علیه السلام: هنگامی که فاطمه سلام الله علیها به سوی بهشت رهسپار می شود،( فرشته ای از جانب پروردگار می آید و می گوید: ای فاطمه حاجتت را بخواه) می فرماید: پرودگارا حاجت من این است که مرا و هرکسی که به فرزندانم یاری رساندند مورد مغفرت خود قرار دهی امام باقر علیه السلام : حضرت فاطمه سلام الله علیها بر همه مخلوقات خداوند، از جن و انس و پرنده و درنده و پیامبران و فرشتگان واجب الاطاعه بود. امام صادق علیه السلام : او صدیقه کبری است و همه قرنهای پیشین بر محور معرفت او دور زده است.
+ نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386ساعت 6:31  توسط عبدالزهرا
|
رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم خطاب به جناب سلمان: ای سلمان محبت فاطمه سلام الله علیها در صد مورد پر مخاطره سود می بخشد، که آسانترین آنها: دم مرگ، قبر، محشر، صراط، و به هنگام حساب و کتاب است. امیر المومنین علیه السلام: خداوی عزوجل غضب می کند به غضب فاطمه و خوشنود می شود به خوشنودی فاطمه. وقتی به خانه می آمدم و به زهرا نگاه می کردم تمام رنج و اندوهم بر طرف می شد.
امام حسن مجتبی علیه السلام می فرمایند: شب جمعه ای مادرم فاطمه سلام الله علیها را دیدم که در محراب عبادتش تا صبح مشغول عبادت بود، در این مدت افراد بسیاری را یاد کرد و در حقشان دعا کرد ولی چیزی در مورد خوش نگفت. گفتم: مادرجان در حق همه دعا کردی جز خودت! فرمود: فرزندم اول همسایه سپس داخل خانه.
+ نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 3:18  توسط عبدالزهرا
|
+ نوشته شده در جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 2:28  توسط عبدالزهرا
|
تشنه باز آمدن از چشمه جوشان سهل است
از قدح با لب مخمور گذشتن هنر است آنکه بگذاشت جگر سوخته پا بر سر آب آبرودار جهان هاشمیان را قمر است
عکس سرداب حرم قمر منیر بنی هاشم (ع) هر کی گرفتاره داره ذکر ابولفضل (ع) میگیره نداره هیچ راه چاره ذکر ابولفضل (ع) میگیره ((التماس دعا ))
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 5:37  توسط عبدالزهرا
|
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 5:28  توسط عبدالزهرا
|
عقبةبن عامر مىگويد: روزى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را در راهى همراهى مىكردم. حضرت دستم را گرفتند و فرمودند: مىخواهى بهترين اخلاق دنيا و آخرت را براى تو بگويم؟ عرض كردم: بفرماييد يا رسولالله! فرمودند: با فاميلى كه با تو قطع رابطه كرده، ارتباط برقرار كن؛ به كسى كه چيزى به تو نداده، كمك كن و از كسى كه به تو ستم روا داشته و بدى كرده، بگذر.
منبع: محجةالبيضاء، ج5، ص319، به نقل از: برگهاى زرين (داستانهايى از سيره ائمه معصومين عليهمالسلام)، محمود اكبرى، ص122
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 13:49  توسط عبدالزهرا
|
............................................................................
برای دانلود کلیک راست گزینه ... save Target As
...........................................................................
مداح:کربلایی سعید قانع مکان:هیئت علمدار مشهد .شهادت امام حسن(ع) ۸۵
همه شب خواب می بینم می رم زیارت حسین توی خوابم می میرم توی حرم با شور و شین به خدا هر چی که از خیال من بره ولی از خیالم نمیره شبای بین الحرمین نگاه کن به نوکرت که داره دیوونه میشه آقا جون قرار نبود جداییمون طول بکشه تو خودت بگو آخه رسمشه این همه فراق به خدا منو دیوونه کرده عکس شش گوشه آقا ما رو هم ببین آخه ما هم یه دل داریم دلمون می خواد سر رو روی ضریحت بذاریم
http://www.hosseinieh.ir/sound/ghanea/ghanea01.wma ................................................................................................................ مداح:زنده یاد سید جواد ذاکر مکان:جنت الحسین(ع) کاشان من اسیر زلف یارم من اسیر زلف یار یار من برده قرارم بیقرارم بیقرار عاشق پروردگارم عاشق پروردگار مست بیرون از مدارم مست بیرون از مدار یا حبیبی کاسه ای از هر دو دستت یا حسین تا که دل بازم به ناز چشم مستت یا حسین یک نگاهی کن که گردم مست مستت یا حسین ای دو عالم جلوه ای از ناز شستت یا حسین مست مستم ساقیا امشب به فریادم برس بی می و ساغر نخواهم در دو عالم یک نفس جز دو چشمانت نباشد هیچ کس فریاد رس روی زیبایت نبیند دیده ی هر بلهوس عاشقم بر سر گذشت عاشقی کز سر گذشت چون حسین از سرگذشت افسانه شد هر سر گذشت یا حسین از عشق تو دیوانه ی دیوانه ام گرد شمع روی تو پروانه ی پروانه ام تا تو مهمان دلم گردیده ای ویرانه ام هر کجا ساقی تو هستی ساکن میخانه ام عاقبت از عشق رویت سر به صحرا می نهم پای دل را بر سر دنیا و عقبا می نهم نیست ما را جز دلی مشتاق دیدار حسین سفره ی دل را به پیش چشم مولا می نهم من اسیر زلف یارم من اسیر زلف یار یار من برده قرارم بیقرارم بیقرار مست بیرون از مدارم مست بیرون از مدار عاشق رخسار یارم عاشق رخسار یار یا حبیبی یا حبیبی یا حبیبی یا حسین یا حبیبی یا طبیبی یا حبیبی یا حسین (شادی روح پاکش صلوات) .......................................................................
مداح :حمید علیمی مکان:مشهد .ماه صفر ۱۳۸۵
روزی که با دستش به پیکرم جان زدند قباله قلبمو به نام سلطان زدند آسمون جای دریا نمیشه درد بی گل دوا نمیشه کرب و بلا بهشته اما برام هیچ جا صحن رضا نمیشه پرچم سبز رضا قبله نمای دله اذن دخول حرم ذکر ابوفاضله میزنه دلم تو نقاره خونه ات از بچگیم بودم آقا دیوونت ایوون طلا جا خودش کشته منو کاسه طلایی های سقا خونت هر جا که نام رضاست دست دلم رو میشه هر تپش قلب من ضامن آهو میشه امام رضا اگه خوبم اگه زشت خدا قلبمو با غم تو به سرشت ای خاک حریم تو خیل ملک می برند واسه شفا توی بهشت می بره دل از بهشت صحن گوهر شاد تو مرکز قلب و دلم پنجره فولاد تو امام رضا کم ما و کرمت قربون جارو کشای حرمت http://www.hosseinieh.ir/sound/alimi/alimi01.wma
+ نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 2:40  توسط عبدالزهرا
|
حساب در دستتان باشد آورده اند شخصی به نام ابن صمد بیشتر اوقات شب و روز در کارهای خود یکی یکی حساب داشت. روزی از ایام گذشته خود را محاسبه می کرد.چنین نتیجه گرفت که شصت سال از عمرش گذشته است و این شصت سال در حدود بیست و یک هزار و پانصد روز می شود. گفت وای بر من اگر روزی یک گناه کرده باشم با خدا ملاقات کنم با بیست و یک هزارو پانصد گناه.این را گفت و بیهوش افتاد و در همان بیهوشی جان به جان آفرین تسلیم کرد.
ماخذ:کتاب پندهایی از تاریخ صفحه ۲۶۱
+ نوشته شده در سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 2:11  توسط عبدالزهرا
|
|
|
کربلا