|
از این وضعیت دلم به درد اومده.نمیدونم چی باید گفت.انقدر تفاوت؟
بعضی ها انقدر دارن که چهار چرخ ماشینشون میشه ۱۰۰ میلیون بعضی ها برای ۱۰۰۰ تومن کمیتشون لنگه؟ با خودم میگم به گفته مولا علی (ع) تو کسب و کار حلال هیچ مال اندوزی نیست پس این ثروتها یقینا هیچ کدوم حلال نیست.حتما هم همینطوره. خدا شاهده فکر نکنید حسادت دارم میکنم نه.این پولها و ثروتها حسادت که نداره هیچ تهوع آورم هست. اگر بری بگردی ریشه رزق نامشروع و کسب حرام و رد پای رباخواری و از این دست کارهها رو تو فعالیت این قماش به خوبی میبینی. بعد بعضی ها یا باید از آبروشون بگذرن دست جلوی خلق خدا دراز کنن.یا آب بشن . بسوزن. ما یه فامیل دوری داشتیم این میخواست بره مثلا خونه خدا بشه حاجی رفت پیش یک روحانی کار درست که مالش و حلال کنه تا بتونه بره سر بنده های خدارو کلاه بذاره سر اوستا کریم و که نمیشه کلاه گذاشت العیاذوبالله.روحانی هم دمش گرم حرف زیبایی بهش زده بود. گفته بود ثروتت هر چی هست نقد کن بذار سر چهار راه هر چه قدش و مردم بردن نوش جونشون اون اندازه ای که باقی موند حلال تو نوش جون تو.این جوری مال و ثروتت پاک میشه اگر اون وقت مستطیع شدی برو مکه. بنده خدا محترمانه بهش گفته بود داداش ثروت تو همش حرومه و این مثلا حاجی مکه نرفته به این کار رضایت نداد و بماند که رفت یا نرفت من نمیدونم. بعد یکی هم میشه شیخ جعفر مجتهدی (ره) که بعد از سی چهی سال ریاضت و احاطه پیدا کردن به خیلی از نعمات پروردگار برای دیدن جمال دلربای مولی الموحدین امیر المومنین(ع) به تمام این نیروهایی که با این همه مشقت شبانه روزی و عبادتهای طاقت فرسا به دست آورده پشت میکنه و میگه یا علی اگر جونم و هم بدم به ثانیه ای برای دیدن چهره شما می ارزه. چقدر تفاوت؟؟؟؟؟؟؟ نمی گم همه بشن شیخ جعفر نه اما انقدر هم تفاوت؟ خدا در قرآن میفرماید:(لا یکلف نفسا الا وسعها) یعنی به اندازه وسع هر کسی ازش میطلبیم اما واقعا وسع مردم همین اندازه است؟؟؟؟که سر همو کلاه بذارن و پله های ترقیشون بشه شونه های همدیگه؟؟؟؟ به خدا این حرفا داره قلبم و سوراخ میکنه.هر کدو از ماها تو خیابون هر روز شاهد این داستانها هستم به قول جاهلای قدیمی (یکی میمرد ز درد بی نوایی یکی میگفت خانم زردک میخوای) بچه های همین افراد مثلا متمول و پولدار در بیشتر موارد پرچمدار فسق و فجور در خیلی از زمینه ها هستند.منظورم این نیست که بچه های پائین شهر و خانواده های متوسط و فقیر خلافی ندارند نه اما انگیزه های ایجاد شده در این دو قشر خیلی با هم فاصله داره.(تصدیق حرفم همون ضرب المثل جاهلی باشه) خیلیها چند میلیون تومن ۱هفته ای میرن مسافرت کیش.ترکیه.دبی و.........خیلیها هم برای خرج زن و بچه.خرج زندگی.خرج دوا و درمون حیرون موندن. اگر ما به هم کمک نکنیم خدا هم برای ما قدمی بر نمیداره.هر تغییری از خود ما شروع میشه. ولی در آخر یاد یه شعری افتادم خیلی زیباست میگه: نناز به چرخ زمان که بس کمر شکن است نناز به رنگ لباس که آخرش کفن است واقعا ما چقدر میخوایم زندگی کنیم.۵۰.۶۰.۸۰.۱۰۰.۱۲۰ خلاصه یه روزی رسید تحویل ما به قابض الارواح جناب عزرائیل داده میشه اونوقت زیر خروارها خاک اون شیری که از مادرمون خوردیم از نوک انگشتامون میزنه بیرون. رسول الله (ص) در روایت هست از فشار قبر به خدا پناه میبردن پس ما دیگه باید چیکار کنیم؟ حداقل کارمون این باشه دست همدیگرو بگیریم.کاخهای آرزوهامونو رو خرابه های زندگی مردم نسازیم چون دنیا دنیای فناست و به نص صریح قران همه افراد مزه مرگ را خواهند چشید. هنوز هم دیر نشده .هنوز هم میتونیم راهمون رو هموار کنیم. صد بار اگر توبه شکستی باز آ این درگه ما درگه ناامیدی نیست به خودم میگم اول عبدالزهرا هنوز هم میتونی از خدا بخوای ببخشه تو رو.میتونی از اهل بیت بخوای دستتو بگیرن.انشالله. ببخشید دلم گرفته بود از این همه ظلمی که مردم به هم میکنن.گفتم بیام حرفای دلمو بنویسم شاید آروم بشم. در انتهای حرفام این بیت شعر از بابا طاهر یادم اومد که میگه: به گورستان گذر کردم کم و بیش بدیدیم حال دولتمندو درویش نه درویشی به خاکی بی کفن ماند نه دولتمند برد از یک کفن بیش در پناه شاه نجف باشید.یا علی(ع)
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 23:29  توسط عبدالزهرا
|
در دو قسمت ذیل از حکایت صالحین به زندگینامه آیت الله سید علی (ره) پرداختیم .اما از ایشان حالات بسیار شگرفی به وقوع پیوسته و نصایح زیبایی باقی مانده است که به اختصار به بعضی از آنها اشاره خواهیم کرد. ۲۶ سال تمرین سکوتآیت الله سید محمد حسینی همدانی صاحب تفسیر «انوار درخشان» می فرمود: آقا سید محمد! برای طی مسیر طولانی سیر وسلوک، سختی های فراوانی را باید تحمل کرد و از مطالب زیادی نیز باید گذشت؛
|
|
کربلا